خرید بک لینک

خیلی میپرسن زندگی مجردی خوبه یا بد؟ سخته؟ یا چی؟

همه اینا بستگی به شخصیت و اخلاق فردی آدما داره. من فرد وابسته ای نبودم. زندگی جدا از خانواده برام سخت نبوده و نیست.

نگاه ها یه جوری نیست؟

نه نیست. کوچه ای که توش زندگی میکنم حدود 50 درصد ساکناش مجرد هستن.

البته احتمالن این نگاه و برخورد نسبت به منطقه محل زندگی فرق کنه. فکر میکنم مهمه منطقه رو درست انتخاب کرد. محدوده ای که من زندگی میکنم، حد فاصل میدون جمهوری تا خیابون امام خمینی، خونه ها اغلب متراژ پایین هستن و در طی زمان این منطقه تبدیل شده به محدوده خوبی برای زندگی دانشجوها و کارمندای مجرد و احتمالن خیلی از کسانی که دوست دارن جدا از خانواده زندگی کنن. پیشنهاد من به خانوما اینه که اگر توی این محدوده خونه میگیرید تا جای ممکنه به سمت میدون جمهوری نزدیک باشه تا خیابون امام خمینی. یه مقدار هزینه میره بالا ولی از نظر امنیتی و محیطی برای خانوما بهتره.

هزینه زندگی چطوره؟

خب این بستگی داره که چقدر بودجه یا درآمد داریم و چطور خرج کنیم. من آدم به نسبت ولخرجی هستم. خیلی ام از بیرون غذا میگیرم. برای همین یه مقدار هزینه م میره بالا.

البته خب من شیوه خرج کردن خودم رو دارم. توی این 2 سال شاید 10 بار هم اسنپ سوار نشدم. استفاده از حمل و نقل عمومی خیلی هزینه هام رو میاره پایین. من اون پولی که بقیه میدن به اسنپ رو جای دیگه خرج میکنم.

در حالت کلی به این نتیجه رسیدم زندگی توی تهران انقدر که همه میگن هزینه نداره.

چه جوری شروع کنیم؟

اینم بستگی به هر فردی داره. در قدم اول توصیه من به کسایی که میخوان خونه اجاره کنن اینه که همخونه پیدا کنن.

البته باید سازگاری بالایی داشته باشه آدم برای زندگی با هر کسی. هم خونه، خواهر و برادر و... الان همسایه طبقه بالای من یه خواهر و برادر زندگی میکنن که من از میزان دعوای این 2 نفر متحیر هستم. اصلن نمیفهمم 2 نفر چطور میتونن انقدر با هم دعوا کنن؟

با همسایه ها چه کنیم؟

موقع پیدا کردن خونه از ساکن واحدی که برای بازدیدش رفتید بپرسید همسایه ها چطورن؟ مشکلی توی پرداخت شارژ و مدیریت ساختمون نیست؟ اگه به نظافت حساس هستید دقت کنید به کثیفی و تمیزی راه پله و درها. تمیزی اینا نشون میده که ساکنین اون ساختمون چقدر برای مشاعات هزینه میکنند.

خوشبختانه بازم این کوچه ای که ما توش زندگی میکنیم هر کسی سرش توی کار خودشه. من در مورد تجربه خودم میتونم بگم که هیچ کسی با هیچ کسی کار نداره. حتی توی ساختمون یکی از همسایه ها یه مقدار رفت و آمد و مهمون خارج از عرف داشت. با این وجود واقعن کسی کاری به کارش نداشت، که به نظر من نشون میده خیلی درک و شعور مردم رفته بالا. (من چون واحد بغل بود یه مقدار صداهای ناشی از رابطه با این مهمونا روی اعصابم بود. نخ سوزن وقتی والدین می اومدن خونه مون! اصلن یه وعضی. ولی با نفس رفت و آمدش مشکلی نداشتم)

کجا خونه بگیریم؟

وضعیت مادی رو بسنجید، چقدر میخواید هزینه کنید؟ تا میتونید مبلغ رهن رو ببرید بالا. من همین منطقه ای که بالا گفتم رو توصیه میکنم چون خونه های نقلی زیاد داره. به سال ساخت بهتره توجه کنید که خونه سال ساختش پایین باشه. سال ساخت روی قیمت اجاره خیلی تاثیر نداره. در مقابل دردسرهایی مثل نم دادن و ترکیدگی لوله که توی خونه های سال بالا زیاد پیش میاد کمتره توشون.

هر جایی خونه میگیرید سعی کنید نزدیک به ایستگاه مترو باشه. یه مقدار گرون تره، ولی برای زندگی راحتتره.

خونه طبقه اول و آخر نگیرید. طبقات اول هم خیلی زیر دست و پا هستن. هم چون پایینشون پارکینگه سرد میشن. خونه طبقه آخر هم دردسر چکه سقف ممکنه داشته باشه.

بالا گفتم بهتره با یکی توی اجاره خونه شریک بشید. یا توجه به مبلغ اجاره ها، حتی یه کم اعصاب خوردی می ارزه به نصف یا یک سوم شدن این هزینه.

وسیله چیکار کنم؟

خب ما وسایل برقی آشپزخونه رو خریدیم. بقیه خرت و پرت و لوازم از خونه والدین اومد.

وسیله ها رو هم ایرانی بخرید. موقع خرید از فروشنده ها مشورت بخواید، چیزی که به ما گفته شد این بود که لباسشویی آبسال و یخچال امرسان از همه بهتره. گاز فرقی نداره.

از نداشتن وسایل هم نترسید. 2 تا وسیله ضروری فقط وجود داره. گاز و یخچال. بقیه برای زندگی مجردی لازم نیستن. حتی لباسشویی بودنش خوبه ولی ضروری نیست. همین دو قلم رو هم میشه دست دوم خرید یا از اقوام قرض گرفت. جهاز که نمیخواد آدم ببره نگران حرف قوم الضالمین باشه. لباسشویی ولی ریسکش بالاست، بهتره دست دوم خریده نشه. بسته به خونه ای ممکنه خرید بخاری ام لازم باشه.

من تا 3-4 ماه پیش تلویزیون نداشتم. همه ام شاخ در می آوردن وقتی می فهمیدن خونه تلویزیون نداره. تیکه ام زیاد شنیدم سرش. در نهایتم چیزی که باعث شد تلویزیون بخرم نیاز نبود؛ دیدم همه چیز داره صعودی میره بالا. ممکنه دیگه نتونم بخرم، الانم نقش تابلو داره روی دیوار چون آنتن وصل نکردم بهش. بله میشه 2 سال بدون تلویزیون زندگی کرد و زنده موند.

مبل و تخت هم ندارم. هیچ فاجعه و اتفاقی هم نیفتاده به خاطر نداشتنشون. با همین به اصطلاح کم و کسری هام کلی مهمون اومده خونه مون.

خرت و پرت اولش زیاد نخرید. بعدشم زیاد نخرید. کلن خرت و پرت نخرید. از خرت و پرت داشتن یه دونه ابر ظرفشویی ضروریه و بند رخت و وسایل شست و شوی لباس.

البته اینا چیزاییه که باید خریداری بشه. وگرنه که مسلمن قابلمه و ظرف ظروف، فرش و رخت خواب هم ضروریه. اینا رو نگفتم چون بلاخره اینا رو میشه از خونه والدین آورده. مامانا انقدر قابلمه و کاسه بشقاب و رخت خواب دارن که ضرورتی به خرید اینا نیست. یه تخته فرشم از گوشه کنار خونه میشه آورد، رو موکتم میشه نشست.

مدیریت هزینه ها چی؟

من به عنوان یک فرد نسبتن ولخرج این 2 سال دیدم که پول جمع کردن خیلی راحتتر از پول خرج کردنه. تا 2 سال پیش برعکسش رو فکر میکردم. توی تهران یه جورایی همه چیز برای زندگی راحت و حتی کم هزینه فراهمه. امکان خرید ارزون تر لباس و و سایل شخصی بیشتره. چون خانوم شاغل زیاده خیلی چیزا به شکل آماده و نیمه آماده وجود داره. در نهایت هزینه ش زیاد درنمیاد.

بعد از استقرار توی خونه شناسایی میوه فروشی و سوپر مارکت و فروشگاه های زنجیره ای نزدیک خونه باید انجام بشه. دستتون میاد کدوم میوه فروش ارزون تر میده. کدوم سوپری جنسش جورتره. کدوم فروشگاه تخفیف بیشتری میده روی جنس هاش.

این قسمت هم باز به سبک زندگی بستگی داره. من شخصن آدم گوشت خواری نیستم. توی 2 سال گذشته به جز چند بار گوشت چرخ کرده هیچ گوشتی خریداری نشده. هنوزم 2-3 بسته ماهیچه از 8 ماه پیش که والدینم اومدن خونه مون و گوشت خریدن توی فریز مونده.

مرغ گاهی میگیرم فقط. چند باری هم که آشپزی کردم از گوشت مرغ استفاده کردم توی خورشت. الانم نمیدونم گوشت قیمتش چنده. برای سالی 2-3 بار گوشت خریدنم نمیرم تا شعاع 10 کیلومتری رو بگردم ببینم کجا ارزون تره. میره فروشگاه زنجیره ای نزدیک خونه یه بسته گوشت میخرم. ولی کسی که هفته ای 2-3 وعده گوشت میخوره احتمالن باید تا شعاع 10 کیلومتری رو دنبال جایی که قیمت مناسبتری داره بگرده.

آخرش چیکار کنم؟

ببنید با خودتون چند چندید؟ توان زندگی با همخونه رو دارید؟ میتونید توی محلات پایینتر زندگی کنید؟ اعصاب یه قرون دوزار کردن رو دارید؟ سبک زندگیتون تا الان چطور بوده؟ میتونید این سبک رو مینیمالتر و کم هزینه تر کنید؟ شاید حتی لازم باشه سبک تغذیه آدم عوض بشه. چون به هر حال باید صرفه جویی و مدیریت هزینه بشه. بخش مادی و مدیریت هزینه ها اولین مسئله ایه که باید بهش توجه کرد.

شرایط روحی و شخصیتی دومین مورده. بعضیا نه لزومن دختر، پسرهام همین طور. توان زندگی مستقل رو ندارن. وگرنه زندگی مستقل و مجردی دختر و پسر نداره. خیلیا میگن برای پسر راحتتره. من اینطور فکر نمیکنم. توی زندگی مستقل خودتی و خودت. هیچ کمکی وجود نداره. همه کارها بر عهده خود آدمه. هیچ همدلی و همراهی ای. تنها اگر باشی هیچ هم صحبتی حتی.

در عین حال اگر شخصیت مستقلی داشته باشه آدم خیلی زندگی مستقل راحته. اصلن الان همه چی داره پیش میره به سمت راحتتر کردن زندگی مستقل. همون سوپی که آدم میگه تنها باشم کسی نیست برام درست کنه رو میشه با گوشی سفارش داد بیارن دم در خونه تحویل بدن.

در نهایت این که هر جوری زندگی رو بگیری همونجوری باهات برخورد میکنه. راحت بگیرید زندگی رو. جایی که دوست داری نتونستی خونه بگیری؟ مهم نیست. باید صرفه جویی خیلی سفت و سخت کرد؟ مهم نیست. مریضی کسی نیست یه لیوان چایی بده دستت؟ مهم نیست. مثل من عشق خرید داری ولی باید هزینه ها رو مدیریت کنی؟ مهم نیست. (من پارسال به خاطر وام هایی که برای خرید خونه گرفته شده بود مجبور شدم خیلی خرج هام رو کم کنم. عملن یک دهم سال قبلترش و امسالم خرید شخصی نکردم. هیچ اتفاقی هم نیفتاد. اگر امسالم مجبور بودم اونجوری زندگی کنم بازم هیچ اتفاقی نمی افتاد.)

نکته خیلی مهم

فامیلی، خواهری، برادری، دوستی، آشنایی، هر کسی! اگر دارید و فکر میکنید میشه روی کمک و حمایت و این تیپ چیزهاش حساب کرد. این فکر رو نکنید. فقط خودتونید. تنها. اینجوری باید وارد زندگی مستقل شد.

راستی خوابگاه خودگردان زیاد هست توی تهران. قیمتهاشون هم بین ماهی 350 تا 500 تومنه. این گزینه رو هم میشه برای اقامت بررسی کرد.

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 16:14

صفحه بندی