خرید بک لینک

دایی بسیار بسیار ثروتمندم توی اولین عروسیای که برای یکی از بچههاش (دخترش) برگزار میشه بیشتر از نصف فامیل رو به بهانه جا نداریم دعوت نکرده. اینجوری مهمون دعوت کرده که خواهرا و برادرش با همسرا و بچه های مجردشون +یکی از بچههای متاهل هر خانواده. (کل فامیل مامان من 47 نفر هستن. با خانواده خود این دایی حساب کنیم 54 نفر)

خالهم مونده حیرون که چطور این ماجرا رو جلوی دامادهاش جمع کنه. مگه میشه به کسی که سی سال داماد خانواده بوده عروسی بچههاش همه رو دعوت کرده، سفره خونهش همیشه جلوی فامیل زنش باز بوده بگی دایی بزرگ خانواده، عروسی بچهش دعوتت نکرده چون جا ندارن!

یا مامانم زنگ زد به زن داییم که ما خودمون نمیایم به جای ما اون یکی دخترم رو دعوت کن. زن دایی گرامی زنگ زده به خواهرم گفته از هر خانواده یه بچه (بچه متاهل) رو دعوت کردیم از خانواده شمام اون یکی خواهرت رو دعوت کردیم و جا نداریم و... یعنی بازم دعوت نکرده خواهرم رو.

بامزه اینجاست که مامان بازم خودش رو از تک و تا نمینندازه میگه خب جا ندارن. لابد چون عروسی رو پسر گرفته اینا نتونستن بیشتر دعوت کنن و... یعنی این بشر تا جان در بدن داره سنگ این فامیل ناخوشآیندش رو به سینه میزنه.

پ. ن: قبلش هیچ مراسمی نه عقد نه نامزدی نه هیچی برگزار نشده و هیچ کدوم از فامیل حتی داماد این دایی رو ندیدن.

پ. ن: دختر بزرگش مجرده، پسرش هم مجرده. عروس این ماجرا بچه سوم (دختر دوم) داییمه و این اولین عروسیه که توی خانواده داییم برگزار میشه.

پ. ن: توی باغ گرفتن مراسم رو. والا قدیما توی حیاط خونه عروسی میگرفتن کل دوست و فامیل و آشنا جا میشدن. موندم چه باغیه که 26 نفر از فامیل (کسایی که دعوت نشدن) توش جا نمیشن! خیلی ام تاکید که اگه نمیاید اطلاع بدید. کلن چند نفر دعوت کردی که اینجوری نگران نیومدنشونی؟ لابد قهوه کوپی لواک، خاویار، استیک با روکش طلا و بستنی با روکش طلا میخوان سرو کنن هر کسی نره دو سه تومن هزینه شون حیف میشه.

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:53

صفحه بندی