خرید بک لینک

در تاریخ ایران بسیارند حاکمانی که نه به دست دشمن که به دست اطرافیان خود کشته شدند.

زمانی که تصمیمات حاکم آینده سلسله یا منافع نزدیکان را به خطر میانداخت. امروزه بهش میگن کودتای داخلی!

"در ایام محاصره شوشی، مقداری 1 برای شاه آورده بودند که تحویل آبدار خود نموده و امر داده بود که هر وعده مثلاً نصف یک 1 از آنها را که یک ظرف میشود، در سفره غذای او بگذارند. خربزهها زودتر از حسابی که شاه داشتهاست تمام میشود. شاه تاریخ روز آوردن خربزهها و اینکه چند دانه آن به مصرف رسیده و چند دانه آن باید باقی باشد دقیقاً تعیین میکند و از آبدار باقیمانده را مطالبه مینماید. آبدار هم نجات را در حقیقتگویی میپندارد و اعتراف میکند که با دو نفر از پیشخدمتها آنها را خوردهاند. شاه برای همین جرم، امر به کشتن هر سه نفر میدهد.

صادق خان به شاه یادآوری کرد که چون جمعه است، بهتر است آن را به روز دیگری منتقل کند؛ شاه نیز پذیرفت که یک روز اجرای حکم را عقب بیندازد. با اعتماد به نفسی فوقالعاده یا حماقتی عجیب، شاه اجازه داد که آن خدمتکاران به وظیفه خود ادامه دهند و دستور به دستگیریشان نداد. آنها نیز مرگ خود را حتمی میدیدند، با همکاری یک خدمتکار دیگر در موقعیتی مناسب، بر سر شاه ریختند و او را کشتند."

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 15:26

صفحه بندی