خرید بک لینک

از یک جایی به بعد آدم باید تخیل و توهم رو کنار بذاره و واقعیت رو ببینه. آرمان های متعالی و مترقی خواهی رو حفظ کنه ولی نگاهی هم به مسیرشون داشته باشه.

دقیق یادم نیست این اتفاق برای من از کی افتاد! دلیلش شاید این بود که تجربه سرخوردگی نسل ترقی خواه رو بعد از انتخاب خاتمی دیدم. شاید چون تاریخ زیاد خوندم و تاریخ پره از تجربه سرخوردگی و ناامیدی و در نهایت انفعال مترقی خواهان. شاید چون جامعه آماری دور و برم متفاوت تر از اون نسل ترقی خواه دوم خردادی بود و میدیدم چقدر این اهداف متعالی و فرهنگی برای این آدمها غریب ه. انقدر غریب که نسبت به رواجش واکنش نشون میدن.

از یه جایی به بعد تخیل و توهم رو گذاشتم کنار و مردم رو دیدم. مردمی که آرمان و ترقی خواهی نداشتن، مردمی که درگیر زندگی روزمره شون بود و تمام اون اهداف متعالی یا با فرهنگشون متضاد بود یا با مذهبشون یا با سنتشون یا حتی چون چیز جدیدی بود دوستش نداشتن و مسیر رو دیدم. دیدم که برای رسیدن به اون اهداف راهی پرت و دور و كور رو باید طی کرد. هیچ معجزه ای نمیشه و هیچ تغییری یک باره ایجاد نمیشه.

دیدم که آرمانهای متعالی یک باره به دست نمیان. آرمانهای متعالی رو باید تقسیم بندی های خرد کرد و ذره ذره به هر کدوم از اون خرده ها رسید! زمان طولانی ای لازمه برای رسیدن به اون خرده خرده ها و در نهایت کنار هم چیدنشون و آرمان رو ساختن. دیدم که نمیشه دوان دوان به سمت آرمانها رفت. آرمانهایی که به یک باره به ملتی تحمیل میشن هرچقدرم قشنگ و خوب باشن باز هم توسط اون ملت پس زده میشن. باید گام به گام به سمت آرمانها رفت. یه جایی حتی توی مسیر راه نشه رفت و باید مسیر رو خزید. گاهی حتی برای مدتی ایستاد و فقط از اونچه به دست اومده حفاظت کرد.

باید مداومت داشت در مسیر. شاید حتی تلاش ما برای خودمون بهره ای نداشته باشه و تنها زمینه ساز تغییر در نسلهای بعد باشه.

نسل دوم خرداد این رو ندید. سرخورده شد و فاجعه 84 اتفاق افتاد. و تمام اونچه از اون آرمانهای متعالی ذره ذره جمع شده یکباره از بین رفت.

متاسفانه فکر میکنم اسم کسی از صندوق بیرون میاد (با رای مردم. تنها و تنها با رای مردمی که اکثریت هستن) که من دوست نخواهم داشت. اما من برای جمهوریت رای خواهم داد. برای روشن نگه داشتن چراغ جمهوری.

و ممنون آقای رییس جمهور. شما هیچ وقت شخصیت محبوبی برای من نبودید. رییس جمهور ایده آلی هم نبودید. حتی نزدیک به کف آرمانها و مطالبات من هم نبودید. ولی برای این 4 سال ممنون. برای آرامش و ثباتش. برای بارقه امیدش. برای اینکه خرد ورزی رو زنده نگه داشتید. من باور دارم باید خرده خرده به آرمانهای بزرگ رسید و ریاست جمهوری شما یکی از اون خرده خرده ها بود. یک گام کوچک بود در مسیر دور رسیدن به اهداف متعالی. متاسفم که خیلی ها اینجوری فکر نمیکنن و تاوان این رو دوباره باید با عقب گرد توی اهداف به دست اومده بدیم. متاسفم که از اشتباهات گذشته درس گرفته نمیشه. برای این 4 سال ممنون آقای رییس جمهور...

پ. ن: آدما از این که ببینن اشتباه کردن خوششون نمیاد. من هم از این مورد مبرا نیستم. ولی این بار امیدوارم اشتباه کرده باشم. نتیجه چیز دیگری باشه.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۲/۲۹ساعت توسط بولوت |

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:48

صفحه بندی